به سراغ من اگر می آیید ،
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا ، پر قاصد هایی است
که خبر می آرند ، از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک
روی شن ها هم ، نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سر تپه ی معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود ،
زنگ باران به صدا می آید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی ، سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگر می آیید ،
نرم و آهسته بیایید ، مبادا که ترک بر دارد
چینی نازک تنهایی من
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سهراب سپهری
نوشته شده توسط ESSI در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 ساعت 0:53 موضوع | لینک ثابت
![]()
سال نو مبارک!
سلام
چند وقتی بود ! که نبودم ! حالا که هستم!
یه کم به بخش اصلی وب بپردازیم!
یعنی مهندسی الکترونیک . برق و کامپیوتر
راستی اگه سو الی در مورد هر کدوم در هر مقطعی دارید یا تو نظرات بپرسید یا off بزارید
essix_saravani@yahoo.com
یه کم در مورد کامپیوتر می نویسم! به امید این که به دردتون بخوره!
از پاور شروع می کنم!:
پاور در واقع نقش منبع تغزیه رو برای مدار مادر برد ایفا می کنه!
قطعات اصلی داخل پاور رو براتون معرفی می کنم! من خودم به کسی نمی گم پاورت سوخته عوضش کن ! می گم تعمیرش کن!
تعمیر پاور در عین اینکه خیلی سادس احتیاج به یه سری اطلاعات خاص داره! براتون کم کم می گم!
اولین کار پاور موازی کردن کانکتور های ورودی خوش برای خروجی به مانیتور هست! که چیز مهمی نیست!
بعد کاهش ولتاژ 220 به عموما 12 . 5 و گاها 3 ولت است! البته بسته به نوع پاور به والتاژ های دیگه ای هم تبدیل می شه !
این کاهش ولتاژ رو قطعه ای به نام ترانسفورماتور انجام میده!
باز هم یه نکته داره که ولتاژ 220 داخل ترانس به حدودی بیشتر از 12 تبدیل می شه! مثلا حدود 18/86 ولت که در واقع در محاسبات ترانس با این
ولتاژ ولتاژ ماکزیمم یا پیک می گویند! که وقتی این ولتاژ یک سو بشود به 12 می رسد!
خب اگه بخوام چه گونگی کاهش ولتاژ در ترانس رو توضیح بدم خودش یه بخش خیلی طولانی می شه اما قول میدم بعدا توضیح بدم!
اما شاید بپرسید یک سو سازی یعنی چه! که نباید بپرسید چون باید بلد باشید! ولی این جا من کمی توضیح می دم ! و در بخش های بعد کاملا توضیح میدم!
ولتاژ برق شهر یک نوع موج سینوسی هست که در ایران 50 هرتز فرکانس داره یا به تعبیر ساده تر 50 بار در ثانیه ولتاژ به 0 میرسه!
خوب همین جا یه چیز جالب به هتون بگم لامپ رشته ای که شما می بینید داعما روشنه در واقع 50 بار در ثانیه خاموش و روشن می شه!
اما خوب چشم ما این موضوع رو نمی بینه! شما اگه تونستی در یک ثانیه تا 50 بشماری می تونی روشن و خاموش شدن لامپ زو هم حس کنی!!!!!!!
خوب حالا تقریبا هیچ مدار الکترونیکی نمی تونه 50 بار در ثانیه خاموش و روشن بشه!
کسانی که حداقل ریاضی 2 رو خونده باشن می دونن که موج سینوسی 2 تا پیک داره! یه پیک منفی و یک پیک مثبت .
یک سو سازی یعنی این که یک نوع پیک رو حذف کنیم! و پیک ها تنها در یک سوی محور x ها داشته باشیم!
در بخش یک سو سازی که بعدا می نویسم کاملا توضیح می دم و انواع یک سو سازی رو هم می گم!
یک سو سازی به وسیله ی قطعه ای به نام دیود انجام میشه!
وقتی دیود موج رو یک سو کنه خود به خود فرکانس رو نصف میکنه ! اما بازم مدار حالا در 1 ثانیه 25 بار خاموش و روشن میشه که باز هم یه درد نمی خوره!
در این حالت ترانس و دیود رو دور نم اندازند!
از قطعه ای به نام آشنای خازن استفاده می شود ! چه گونگی این کار بماند برای بعد چون این جا بحثی باز میشه به نام صافی !
بله خازن پیک ها رو صاف می کنه! یعنی دیگه مدار ولتاژش 0 نمیشه!
لازم به ذکر است که در اینجا از خازن های ظرفیت بالا استفاده می شود! دلیلش رو هم توبخش صافی می گم!
اگه پاور رو باز کنید توی اکثرشون 2 تا شیع بشکه مانند دراز و کمی تپل خواهید دید ای ها خازن هستند!
فعلا دیگه بسته دستم خسته شد !
اگه در مورد بخش هایی که نوشتم بعدا توضیح می دم سوالی دارید بپرسید!
تا پست بعدی که 90% ادامه ی همین بحث پاور باشه ! خدا حافظ!
نوشته شده توسط ESSI در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 0:39 موضوع | لینک ثابت
از مرز خوابم می گذشتم،
سایه تاریک یک نیلوفر
روی همه این ویرانه فرو افتاده بود.
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟
در پس درهای شیشه ای رویاها،
در مرداب بی ته آیینه ها،
هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم
یک نیلوفر روییده بود.
گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت
و من در صدای شکفتن او
لحظه لحظه خودم را می مردم.
بام ایوان فرو می ریزد
و ساقه نیلوفر برگرد همه ستون ها می پیچد.
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟
نیلوفر رویید،
ساقه اش از ته خواب شفافم سر کشید.
من به رویا بودم،
سیلاب بیداری رسید.
چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم:
نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود.
در رگ هایش ، من بودم که میدویدم.
هستی اش در من ریشه داشت،
همه من بود.
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟
نوشته شده توسط ESSI در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 23:41 موضوع | لینک ثابت
من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کس کرکس نیست
گل شبدر چه کم ازلاله ی قرمز دارد؟
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ، واژه باید خود باران باشد
چتر ها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است
صدای پای آب سهراب سپهری
نوشته شده توسط ESSI در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 16:14 موضوع | لینک ثابت
به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته ز این جا
هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم...
به کجا چنین شتابان؟
به هر ان جا که باشد,به جز این سرا,سرایم
سفرت بخیر اما تو و دوستی , خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامت گذشتی,
به شکوفه ها, به باران,
برسان سلام ما را
نوشته شده توسط ESSI در سه شنبه هفدهم دی 1387 ساعت 1:6 موضوع | لینک ثابت
سلامی به گرمی اتصال فاز و نول!
می دونید که وقتی فاز با نول اتصال پیدا کنه مقاومت الکتریکی 0 میشه و جریان بی نهایت عبور میکنه و حرارتی تولید می کنه که تمام مدارذوب می شه!
کاری نداریم فعلا با فاز و نول می خوام یه کم در مورد دیجیتال صحبت کنم که خیلی بحث شیرینی هست:
شما می دونید کامپیوتر چه جوری فکر میکنه؟
توی کیس شما کلی مدار الکترونیکی وجود داره که همه شون بر اساس روابط منطقی با هم کار می کنن! یکی از ساده ترین مدار های منطقی کلید یک پل هست که توی کامپیوتر خیلی وجود داره البته نه فقط کامپیوتر توی اکثر مدارات هستش اما کجای کامپیوتر؟!
از این جا وارد بحث ای سی ها میشیم!
در ای سی های داخل کامپیوتر ویا اصلا کلا (IC)ای سی ها که خودشون یه مدار مجتمع هستند قطعاتی وجود داره که ترانزیستور ها از جمله ی اون ها هستند!
اما این ترانزیستور ها به وسیله ی دروازه هایی به هم متصل اند که اسم این دروازه ها گیت هست!
گیت ها انواع مختلفی دارند : گیت منطقی yes ... گیت منطقی no ... گیت منطقیand ... گیت منطقیor... گیت منطقی and_no... گیت منطقی or_no
در یک کامپیوتر این گیت ها با نظم و سرعت خاصی اعمال خاصی رو ایجاد می کنن ... اما در گیت های نام برده تنها یک عمل صورت می گیرد آن هم روشن شدن است و اما روشن شدن چه چیزی معلوم نیست در مواقعی به طور مثال روشن شدن یه دیود نوری یا LED ما در این حالت از دو مولفه نام می بریم : وقتی قسمت مورد نظر روشن باشد و وقتی که همان قسمت خاموش باشد ! این خاموش و روشن بودن رو با 0و1 نشون میدن که بهش میگن زبان دیجیتال یا دو دویی یا باینری ! یعنی هرچی که به خواهیم به کامپیوتر بگیم باید به این زبون ترجمه بشه اگه شما از برنامه نویسی سر در بیارید می بینید که ما دستوری رو با زبان های مختلف برنامه نویسی ایجاد می کنیم ! و این دستور ها برای اجرا شدن خودشون به زبون دیگه ای در میان اونم همین 0و1 هستش !
بهتر بگم شما یک لامپ رو در نظر بگیرید این لامپ یا خاموشه یا روشن همین وبس !
در این مورد خیلی زیاد بحث خواهم کرد دنبال کنید !
و فعلا خدا نگهدار
نوشته شده توسط ESSI در شنبه نهم آذر 1387 ساعت 11:20 موضوع | لینک ثابت
سلامی به گرمی شوفاژ خونه !
خوبید؟ خدا رو شکر !
دوستای خوب من امروز یعنی این پست مربوط به مغناطیس هست:
چیز های خوبی در مورد آهن ربا براتون می نویسم که امید وارم به دردتون بخوره!
چیز های که قابلیت مغناطیسی شدن دارن یعنی می تونن آهن ربا بشن یه اسم خاص یونانی داره که فرو مغناطیس هست فرو در یونانی یه معنی آهن است .
مولکول های این نوع اجسام با حرکت وضعی خودشون میدان مغناطیسی رو به وجود میارن
اما وقتی این مولکول ها به طور نامرتب کنار هم دیگه باشن خاصیت هم دیگه رو خنثی می کنن!
برای مرتب کردن این مولکول های مغناطیسی از چند روش استفاده میشه که همون روش های ساخت آهن ربا هم نام دارد!:
DCجریان اکتریکی
وقتی یه سیم هادی رو دور یه جسم فرو مغناطیس بپیچیم با دادن جریان مستقیم به سیم هادی مولکول های مغناطیسی جسم به طور مرتب در میان و جسم آهن ربا میشه!
مالش:
وقتی که یه اهن ربا رو در یک جهت روی جسم فرو مغناطیس مالش بدیم ملکول های جسم در همان جهت مرتب میشن و جسم مغناطیسی می شه!
شاید تاحالا این کار رو انجام داده اید ولی می بینید که بعد از چند لحظه خاصیت اهن رباییش رو از دست میده ! دلیلش رو تو پست بعدی میگم الان خوابم میاد
می خواستم یه کم در مورد جریان ها ی الکتریکی بنویسم ولی نشد! اما به زودی مینویسم!
خدا حافظ فعلا !
نوشته شده توسط ESSI در دوشنبه چهارم آذر 1387 ساعت 14:27 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستان خوب هستید ؟
یه فکری به سرم زد گفتم شاید بد نباشه اجراش بکنم
اونم علمی تخصصی کردن وبلاگم بود
اخه می دونید من کلاس دوم الکترونیک هستم و کتاب هامون خیلی شدید مطلب علمی داره
منم گفتم خوبه که اون ها رو بنویسم تا چند نفر اطلاعاتشون زیاد شه واسه خودم هم تمرینه دیگه!
اول از کتاب مبانی برق شروع می کنم کتابی که خیلی ها می گن از فیزیک 1.2و3 سخت تره!
یه کم در مورد کتب بگم اول بهتره:
مبانی برق (فنی حرفه ای رشته های الکترونیک و الکتروتکنیک)
مولفان: مهندس قیطرانی . مهندس احمدی . مهندس مظفری . مهندس همتایی و مهندس تجلی پور
فصل اول این کتاب در مورد الکتریسیته ی ساکن هست:
الکتریسته حدود 2000 سال پیش توسط یونانی ها کشف شد آن با به هم مالش دادن کهربا
به این نتیجه رسیدند که نیروی مرموزی بین دو کهربا به وجود می آید که باعث جذب کردن برخی مواد به خود می شود آنان نام کهربا را الکترون گذاشتند .
امروزه همه می دونن که جریان الکتریکی از دوتا ذره توی اتم درست شده. الکترون - و پرتون+ یعنی این که وقتی الکترون هست همه چی منفی و وقتی نیست همه چی مثبته ما اصلا دیگه به پرتون کاری نداریم
می دونیم که الکترون دور هسته می چرخه! اینم بدونید که از طرف هسته به الکترون خطوط نیرو وارد میشه همین موضوع یعنی اینکه خطوط نیرو از پرتون تو هسته خارج می شه!
بار های غیر همنام همدیگه رو جذب کی کنن . بار های هم نام همدیگه رو دفع میکنن حالا برای دفع و جذب شدن بار ها یه نیرویی لازمه در مورد این نیرو و طریق محاسبه کردنش اول باید قانون کولن رو بدونید
قانون کولن :
داشمند فرانسوی قرن 18 به نام کلون با بارهای الکترواستاتیکی (همون جاذبه و دافعه) اینقدر ور رفت تا فهمید:
نیرو بین دو جسم بار دار با مجذور فاصله ی دو جسم رابطه ی عکس دارد و با مقدار بار رابطه ی مستقیم دارد :
یعنی برای بدست اوردن نیروی الکترواستاتیک باید مقدار بار الکتریکی دو هم نام -و- یا +و+ ویا دو بار غیر هم نام -و+ رو بر حسب کولن داشت وهمین طور باید از فاصله ی بین دو ذره بر حسب متر با خبر بود تا آن ها را در فرمول زیر جای گذاری کرد!
وسه امروز بسته ببخشید خیلی خودمونی می نویسم که طرف یعنی شما حوصله تون سر نره من خودم یه متن علمی که می خونم به چهار تا کلمه ی عربی قلمبه که میرسم اصلا بی خیال می شم مثل : مستحضر هستید که ... یا خیلی چیز ها شبیه به این
دوستان نظر یادتون نره سوال هم اگه داری رو در وایستی نکنید بپرسید خوشحال می شم شدید!
حتما سوال ها تون رو جواب میدم !
عکس هم داره ولی هنوز آپلود نکردم شرمنده!
نوشته شده توسط ESSI در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 18:4 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام به همه من یه بار قبلا با همین آدرس وب داشتم دیونه شدم حذفش کردم ...
لان دوباره اومدم ...
فهرست اصلی